پارت بیست و پنجم :

نفس در سینه ام حبس می شود و نامحسوس نگاهی به مردانی که پشت میز نشسته اند می‌اندازم .

چند نفری با هم‌گفتگو می کنند و پچ پچ وارانه اطلاعات خود را به دیگری می‌دهند .

چند نفر دیگر هم که انگار برایشان افت دارد که با دیگری هم‌صحبت شوند مانند مجسمه ابولهول در جای خود نشسته‌اند .

پس از دقایقی نچندان‌ طولانی ، شاهد پایان جلسه را اعلام می‌کند و در عرض چند ثانیه اتاق خالی از

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
تصویر شخصیت کسرا در رمان رقص آتش کسرا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مامان عسل

    0

    خدا لعنت کنه شاهد و امثال شاهدرو ..آنا جون بدو برو خودتو پیدا کن تو شاهد عوضی رو دست کم گرفتی🤗

    ۲ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    شاهد رو دست‌کم گرفتن، اشتباه خطرناکیه❌️✨️

    ۲ روز پیش
  • زهرا

    1

    عالی بودممنون😁🙏👌👏💕

    ۱ هفته پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    💙✨️

    ۱ هفته پیش
  • Aylar

    3

    شاهد :برو پیداش کن آنا :هاا؟ (چطور دنبال خودم بگردم)😂😂

    ۱ هفته پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    جای آنا بودم قهقهه میزدم ... بی شوخی😂🎀

    ۱ هفته پیش
کپی شد!